تبليغاتX
من اینجا می نویسم
من اینجا می نویسم
کمک

دیشب جلوی خونه ما جشن بود.جشن که نه، یه جورایی پارتی بود.

پسرها میرقصیدند ودختر ها نگاه میکردند.

دارم یه مقاله واسه پروژه کارشناسیم ترجمه میکنم.متنش خیلی سخته.هر جمله اش چند خطه. به آخر جمله نرسیده، یادم میره اولش چی بود.کاش انگلیسیم خوب بود.

یکی بیاد کمک

یه توضیح راجع به پست قبلی:من دانشگاهمو خیلی زیاد دوست دارم.فکر کنم همه بچه های رشته ریاضی آرزوشونه بیان اونجا درس بخونن.البته اگه بخوان توی ۴ سال بهشون خوش بگذره.ولی من دیگه از درس خوندن خسته شدم.به فوق لیسانس هم فکر نمیکنم.دوست دارم این سال چهارم هم تموم بشه و خانوم مهندس بشم و برم سر کار.همین

عیدتون مبارک

2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و نهم شهریور 1384ساعت 21:26  توسط من | 

دیروز انتخاب واحد داشتیم.20 تا برداشتم،20 تا هم ترم دیگه وسال چهارم هم تمام

همه واحدهام یه طرف،آز انتقال حرارت هم یه طرف.

همه میگن هر شروعی پایانی داره،من میگم  کاش اصلا" شروع نمی شد .

شما چی میگین؟

2 نوشته شده در  سه شنبه بیست و دوم شهریور 1384ساعت 21:29  توسط من | 
سلام سلام

شمال با چند تا دوست خوب  خیلی خوب بود .حتی با اینکه همش بارون می اومد بازم عالی بود.

تابستون تموم شد و کار من فقط استراحت و تفریح بود .این خیلی بده مگه نه؟

حالا که تموم شده.هفته دیگه هم انتخاب واحد دارم و بازم ترم شروع میشه.

 

 

2 نوشته شده در  پنجشنبه هفدهم شهریور 1384ساعت 21:19  توسط من | 
شما چی میگید؟

این جمله رو یه جایی خوندم اما یادم نمیاد از کیه :

انسان ... را نه به آنچه که در ذهن دارد نه به آنچه که به زبان می آورد و نه به آنچه که شروع می کند بلکه به آنچه که به پایان می رساند می شناسند...

نظر شما چیه؟ موافقید یا مخالف؟

 

2 نوشته شده در  جمعه یازدهم شهریور 1384ساعت 12:7  توسط من | 
پیش از اینکه به اندیشیدن عادت کنیم به زیستن عادت کرده ایم 

 آندره موروا

عظمت انسان در این است که میداند خواهد مرد .

 آلبر کامو

انسان  یگانه موجودی است که نمی خواهد آنچه هست باشد . از این رو علیه وضع خود عصیان میکند.این عصیان فطرت هستی او است .

آندره موروا

پیوست :

طی عملیاتی وبلاگ دوستمون علی چپ دست نیست شد(منم نمیدونم چه عملیاتی).حالا اون تو یه وبلاگ جدید مینویسه :

http://www.chapdast2.blogfa.com

من به عنوان یکی از چپ دست ها وظیفه خود دانستم که این موضوع را به همگان اطلاع دهمتوی وبلاگ قبلیش حالا یه چپ دست دیگه مینویسه.بنده خدا هنوز وبلاگو نساخته با سیل بدوبیراه دوستای علی مواجه شده

 

 

2 نوشته شده در  دوشنبه هفتم شهریور 1384ساعت 20:3  توسط من | 
سلام

دارم همزمان ۴ تا کتاب میخونم ، یکی از یکی سخت تر.کم کم دارم قاطی میکنم.بدترینش طاعون آلبر کامو هستش.پیشنهاد میکنم نخونیدش.تحت تاثیرش دیشب خواب دبدم همه مردم تهران وبا گرفتند و ... آه ه ه  خیلی بد بود

فردا میرم شمال.جای همتون خالی

2 نوشته شده در  پنجشنبه سوم شهریور 1384ساعت 21:36  توسط من | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
حرفهای خودمونی

نوشته های پیشین
اسفند 1387
شهریور 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
مرداد 1386
تیر 1386
اردیبهشت 1386
اسفند 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384
مهر 1384
شهریور 1384
مرداد 1384
تیر 1384
خرداد 1384
اردیبهشت 1384
فروردین 1384
اسفند 1383
بهمن 1383
پیوندها
قلب یخی
  وروجک سرگردان
  خراباتی
  نارنگی فروش
  پرتقال
  رز سوخته
  ساقی
  خاطرات سانی
  اشک سرد نقره ای
  دل سوخته
  من یک چپ دست هستم
  سيب و حوا
  فانوسک خاموش
  عسل بانو
  حرفهایی از جنس شیشه
  شعر و احساس
  ستاره ی صبح
  من چه سبزم امروز
  کرجی ها
  عاشقی گناهه
  قهوه ی تلخ
  بانوی ماه و آب
  نیکا استار
  دیروز،امروز،فردا
  یادداشت های یک خیالباف
  مهـ ــرزاديـ ــوونه
  قابوس نامه
  رویاهای قرمز
  همراه بی کسی هایشان
  فریاد زیر خاک
 
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان

 
Free Hit Counter
Free Hit Counter Blogroll Me!
کتاب ايران
#1740; #1740; #1740; Search Engine Optimization